تبليغاتX
تا کی جدایی؟ وبلاگ


















تا کی جدایی؟

خستم

چرا حس میکنم هستی کنارم ؟


چرا این رفتنو باور ندارم ؟


چرا گم میکنم روز و شبامو ؟


چرا حس می‌کنم داری هوامو ؟


چرا هستی میونه خوابو رویام ؟


چرا پر میشه از خوابت نفسهام ؟


نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:31 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:30 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:29 توسط a2| |

IMG4UP

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:21 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:17 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:14 توسط a2| |


حسود نبودم
تو حسادتم را بر انگیختی...
حسادت میکنم به تمام آدم های این دنیا
به هوای دو نفره،به هم آغوشی هایشان
بی انصاف،بفهم که درد دارد

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:12 توسط a2| |

بگو :
تــــــمــــــام ِ تــــو؛
مال من است ...
دلم میخواهد حسادت کنم
به خودم....!


نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:11 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:11 توسط a2| |

لحظه قشنگیه وقتی که یواشکی برگردی

تا بتونی عشقتو نگاه کنی

بعد ببینی که اون

دستاشو گذاشته زیر چونشو زل زده بهت..

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:5 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:2 توسط a2| |

دیشب که باران امد

میخواستم سراغت را بگیرم

اما 

خوب میدانستم این بار 

هم که پیـدات کنم

زیر چتر دیگرانی

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:59 توسط a2| |

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:52 توسط a2| |

چقد سخته ببینی اونی که باهاش قرار بستی که تا ته جاده باش باشی و به هوای اون پا به جاده گذاشتی رفته و راهت ازت گذشته وحالا باید این جاده رو بی وجود گرمه اون و با یادو وغم وغصه ی دوری از اون طی کنی خیلی سخته بفهمی کسی که دیونت بود ودیونش حالا دست توو دسته یکی دیگس اما سخت تر اینکه هیچوقت باورت نشه اون دیگه رفته و بر نمیگرده هیچوقت 

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 18:36 توسط a2| |

عشق من کجایی؟ که در این جاده ی تاریک پرپیچ و خم بیمه تنهایی دارم عشق من دستانم را رها مکن که من بی تو نمیتوانم عشق من از وقتی رفتی زندگی من هم تمام شد تو رفتی و نفسم را گرفتی حال تو بگو آری تو بگو من بی تو چه باید کنم؟؟؟؟؟نه نگو زیرا که راهی نیست حتی مرگ هم چاره ساز نخواهدبود عشقه من دوست دارم بخدا
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:54 توسط a2| |

 


اگه وقتی می خنده خوشگل تر می شه
اگه صداش بی نظیره
اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل می کنه
اگه بهتون آرامش میده.
اگه می تونه غافلگیرتون کنه.
اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه
اگه بهش می گید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید
اگه مهربونه
اگه ماهه
اگه خوبه
اگه دست هاشو دوست دارید
بهش بگید خب....!
بهش بگید ...
تا دیر نشده ...!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:43 توسط a2| |


آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 10:41 توسط a2| |

دیگه تموم شد رفت آره رفت بسه دیگه تاکی میخوام با رویاها و خاطرات زندگی کنم خدایا قسمت داده بودم که ازم نگیریش ولی گرفتی خدایا صدامو میشنوییییییییییییییییییییییییییییییییی میتونی اشکامو ببینی خدایا رفت رفت رفت
نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 10:11 توسط a2| |

متنفرم از هرچی عشقه نفرین میکنم عشقو همین عشقه که دلمو از سنگ کرد یه آدم بی احساس ونفرین بر هرچی زندگیه نفرین نفرین نفرین از خودم متنفرم از وجوده بی وجودم متنفرم از همه متنفرم
نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 10:6 توسط a2| |

عشقه من نرو نرو که رفتنت مرگه من است نرو که نبودنت آخره دنیاس عشقه من نرو نرو نرو که بی تو من نمیتوانم
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 12:5 توسط a2| |

نمیدونم باید چیکار کنم دیگه حسابی گیج شدم یعنی کدوم یکی راستشو میگه خدایا من میدونم عشقم واقعا عاشقمه اما دارم از دو دلی میمیرم خدا جونم خودت کمکم کن تو که میدونی اون نباشه من چی میشم تو که خودت بهتر میدونی پ منو  ازاین سر در گمی رها کن و زودتر حقیقت و رو کن
نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 17:37 توسط a2| |

امروز باخودم فکر میکردم که تا کجایه این جاده باهم خواهیم بود تاکی ماله هم خواهیم بود داشتم فکر میکردم که اگه یه روز نباشی اگه یه روز بری ودستانه مرا در این جاده یه تاریک و پر پیچ وخم روزگار رها کنی من چه باید کنم داشتم فک میکردم که بی تو که منی هم وجود نخواهد داشت باید چه کنم فکر کردن به آینده ترسناک بود خیلی اما لحظهای به بودنت فک کردم به گرمیه دستات به نوازشات به حرفایه پر احساست به وجودم که دیگر به خود متعلق نبود وشده بود تو آرامشی تمامه وجودم را فرا گرفت راستی امیدم تاکی هستی؟
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 21:51 توسط a2| |

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 15:40 توسط a2| |

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 15:37 توسط a2| |

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 15:10 توسط a2| |

 

گفتم كه دوستت دارم ، گفتی كه باور نداری
گفتم اين كلمه را از حفظ نمی گويم از ته دلم می گويم ، گفتی دلم را نيز باور نداری
سكوت تلخی كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتی سكوت با چشمانی خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتی كه تو قلبم را شكستی ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتی سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم

گفتی بی خيالی از اشكهايم ،چيزی نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتی كاش كه عاشق نمی شدم ، گفتم عاشقی همه اين دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه كس ، گفتم من با تو می مانم
گفتی خيلی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است تنهايی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهايی ، گفتم كسی كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايی او باشد
گفتی كه اين حرفايت تكراری است ، گفتم به جز تكرارش راهی نيست


گفتی كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتی كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوری ات و به غم نشستم
گفتی كه تو از حرفهايم پريشانی ، گفتم حرفی نيست و حرفهايت شكنجه ای بيش نيست
گفتی كه لبخندی بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراری است و با اينكه باور نداری باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزی نگفتی و سكوت كردی


گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزی نگفتی و به جای سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختی

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:48 توسط a2| |


عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی سوز نی ، آه شبان

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:45 توسط a2| |

یکنفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ...
خیالت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببند
یکنفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیا
تنها تو را باور دارد ...

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


 

 

باد
به نوازش گیسوان من بیا
و فریاد مرا با خود ببر
بی‌ وفا یان را به تو سپرده ام
آنان که در دل خود سنگ رو یانده بودند
و تنهایی را به من آموختند
و آنان که خود از سنگ بودند
و آتش را در دل من بر افروختند

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:38 توسط a2| |

نفس می کشم نبودنت را
نیستی
هوای بوی تنت را کرده ام
می دانی
پیرهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است
تو نیستی
آسمان بی معنیست
حتی آسمان پر ستاره
و باران
مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد
تو نیستی
و من چتر می خواهم ...
هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...
خودم را به هزار راه میزنم
به هزار کوچه
به هزار در
نکند یاد آغوشت بیفتم ...

 

حسادت نکن! … این که بعد از تو بغل گرفته ام …

زانوی غـَم اســت

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:35 توسط a2| |

متولدین فروردین ماه :
به سوی من بیا
تا تو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر می کند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانه است.

متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
در برابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه

دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمی خوانند
آن گاه که چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی کند.

متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شایى به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت
عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :
با پر شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم در راه عشق به تو
خواهی دید که چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است و زندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است . . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :
در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم
دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :
روزها ماه ها و سال ها می گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :
می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را می گشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پر نشاط است.احساساتی و رویایی است
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت 14:31 توسط a2| |

کد تغییر شکل موس